داستان جذاب ورزش ادامه دارد؛ 4 دهه 4 نسل، روزی شاگرد و روزی هم مربی

یکی از ویژگی های منحصر به فرد ورزش تداوم نسل ها در آن است و شاگرد روزی مربی می گردد و مربی به تربیت شاگرد می پردازد و او هم روزی شاگرد خود را در کسوت مربیگری می بیند.

داستان جذاب ورزش ادامه دارد؛ 4 دهه 4 نسل، روزی شاگرد و روزی هم مربی

به گزارش خبرنگار از ، شاید معصومانه ترین و جذاب ترین ویژگی ورزش همین تداوم خالصانه آن است، یعنی بدون دعوت و تجمل فن ها، خاطره ها، اخلاق ها و ... نسل به نسل و سینه به سینه به راه خود ادامه می دهد.

ورزشکاران با اخلاق و حرفه ای همواره خود را مدیون بزرگان و مربیان خود می دانند و همواره سعی دارند در پیشگاه مربی خود خضوع و ادب خود را حفظ نمایند.

حسین عباس پور؛ قهرمان کوچک

حسین عباس پور متولد سال 1377 که پا در راه بزرگان گذاشته و در جوانی صاحب افتخار شده، یعنی نایب قهرمان نوجوانان کشتی دنیا و بازی در لیگ برتر سخت کشتی در امسال.

این قهرمان کوچک در همین ابتدای کار از وزن سنگین دوبنده کشتی می گوید: از وقتی که دوبنده را پوشیدم به معنای واقعی سنگینی انتظار بزرگتر ها و اطرافیان را حس کردم و ناخودآگاه فهمیدم وظیفه بسیار سنگینی بر عهده دارم.

وی می گوید: عشق به کشتی و تن به تن شدن با رقیب را دوست دارم، البته در روی تشک رقیب و بیرون آن دوست هستیم.

عباس پور از عشق و علاقه به مربیان خود گفت، تا به حال دو مربی داشتم که یکی از آن ها مراد محمدی یکی از پر افتخارترین کشتی گیران کشور است، او در کنار ورزش و فن،نکاتی از رعایت اخلاق به ما می دهد و حرف ها و توصیه های او را آویزه گوش خود نموده ام.

به سراغ نسل بالاتر یعنی سید مراد محمدی مربی حسین عباس پور قهرمان کوچک رفتیم.

مراد محمدی؛ قهرمان دیروز، مربی امروز

سید مراد محمدی که طعم مدال های دنیای و المپیکی اش هنوز زیر زبان بسیاری از مردم مانده، حالا لباس مربیگری را پوشیده و به نوجوانان و علاقه مندان کشتی می آموزد.

این پیشکسوت کشتی می گوید: سال 2010 از دنیای کشتی خداحافظی کردم و کمتر از 8 ماه بعد رسما وارد دنیای مربیگری شدم، چون علاقه به ورزش را نمی توانستم کنار بگذارم.

وی گفت: 6 تا 7 سال به عنوان سرمربی تیم ملی نوجوانان و سپس در تیم ملی ترکمستان به مدت یک سال فعال بودم و دوباره به ایران بازگشتم و به تیم ملی رفتم و اکنون هم در سطحی پایین تر در باشگاه به پرورش استعداد های جوان و انتقال تجربه می پردازم.

مراد محمدی به سختی های مربیگری اشاره نمود و گفت: زمانی که کشتی می گرفتیم همواره بر این عقیده بودیم که مربی کار ساده ای دارد، چون فن زدن، وزن کم کردن، باهوش بودن همه از کشتی گیر است، اما حالا به کلی نظرم عوض شده، چون وقتی کشتی می گرفتیم تمام فکر و ذکرمان خودمان بودیم، اما حالا سرنوشت گروهی از جوانان در دست من است، استرس بی اندازه بالاست و هر تصمیم اشتباه ممکن است آینده یک ورزشکار را دچار مشکل کند.

وی گفت: وقتی به کنار تشک رفتم فهمیدم مربیگری دنیای پیچیده و سختی است و همواره از تمام مربیان خود از جمله حاج اسماعیل دنگسرکی و رحیم تبریزی و بسیاری از مربیان خودم در عرصه ملی تشکر می کنم.

اسماعیل دنگسرکی را می شناختم، مربی خوشنام مازندرانی که چند دوره در رده های مختلف ملی مربیگری کرد و شاگردان زیادی را پرورش داد و حالا هم در گوشه ای از شهر همچنان مشغول مربیگری است.

با موافقت مراد محمدی و بدون اینکه خبر داشته باشد به سمت ورزشگاهی که مراد زیر نظر دنگسرکی روزگاری عرق می ریخت رفتیم تا نسل بعدی را هم دیده باشیم.

با مراد محمدی و حسین عباس پور حرکت کردیم.

اسماعیل دنگسرکی؛ هنوز هم دلسوز، حتی با مو هایی سپید

اسماعیل دنگسرکی پیشکسوت و مربی با سابقه کشتی در حال آموزش مشتی نوجوان در تشک کشتی بود، با همان حرارت و انرژی و و احتمالا با این فکر که باید از بین آن ها مراد های دیگر بسازد.

در حین تمرین وقتی مراد محمدی شاگرد خود را دید ذوق خاصی در چهره اش پدیدار شد و با روی گشاده به استقبال شاگردش آمد، جایگاه ها آماده شد و کنار هم نشستند: اسماعیل دنگسرکی، مراد محمدی و حسین عباس پور.

دیدن سه مرد از سه نسل بسیار جذاب بود و از اینکه توانسته بودیم آن ها را در کنار هم قرار دهیم حس خوبی داشتیم.

اسماعیل دنگسرکی حرف هایش را آغاز کرد: از اینکه می بینم شاگردم حالا در کنارم می نشیند بی اندازه خوشحالم، چون موفقیت شاگردم را به نوعی موفقیت خود می دانم.

وقتی به او گفتیم که مراد از بین تمام مربیان شما را به عنوان بزرگترین مربی خود نام برد گفت: بزرگی کردن در ورزش به تواضع و فروتنی است و از اینکه توانستم به شاگردانم این موضوع را بیاموزم لذت می برم، رسم بزرگان را توانستم به دیگران انتقال دهم و حالا او وظیفه دار به نوبه خود این رسم را پیش ببرد.

وی اضافه نمود: روزی که مراد پیش من آمد بسیار کوچک و 20 کیلو وزن داشت، کار سخت بود، اما استعداد را در او دیدم، فنون را به او آموختم و او آنقدر پیش رفت که تا به سکو های المپیک رسید و چیزی از این بالاتر برای من نیست.

پیشکسوت کشتی با بیان اینکه احتیاج به همدلی و همکاری شدیدا حس می گردد گفت: مربیان و ورزشکاران دست در دست هم دهند و مسئولان نیز با رفع کردن مسائل اقتصادی به آن ها بپیوندند تا در سایه تلاش همه جانبه ورزش کشتی از رکود مقطعی که در آن گرفتار شده خارج گردد.

از دنگسرکی درباره مربی خودش پرسیدیم و گفت: من در زمانی که کشتی می گرفتم مربیان زیادی داشتم، اما تمام قد برای رحیم تبریزی می ایستم، چون هرچه دارم و یاد گرفتم را مدیون او هستم.

مردی با مو های سپید و پیشکسوت تمام عیار کشتی خود را مدیون مربی خود می داند، به راستی از همین جملات می توان رسم ادب را آموخت.

اما حالا مردی دیگر را یافته بودیم، حاج رحیم تبریزی که پیر کشتی مازندران است و بسیاری از مربیان دیروز و امروز شاگرد او بودند و اینکه می دانستیم او هنوز در قید حیات است، پس تصمیم گرفتیم همگی با هم نزد وی برویم تا قدیمی ترین نسل مربی را یافته باشیم.

حاج رحیم تبریزی که بسیار سخت می شنود، اما همچنان قرص و محکم روی تشک کشتی قدم می زند و جوانان را راهنمایی می نماید.

رحیم تبریزی؛ پیر کشتی شما هستی استاد!

استاد رحیم تبریزی آنقدر تجربه در آستین داشت که بتواند حتی ساعت ها مارا مسحور حرف های دلنشین خود کند، از همه جا از او پرسیدیم و او هم گفت، از حال و آینده، از دل مشغولی ها، از آرزو ها، از خاطرات و شاگردان.

وی در آغاز صحبت خود تمام اعصار کشتی را سخت و مشکل دانست و گفت: کشتی از ابتدا مشکل بود، مشکل هست و مشکل می میاند و بر ورزشکار واجب است وقتی این راه پر مشقت را برگزید تمام زندگی خود را در این راه بگذارد، چون در کشتی مدال به آسانی به دست نخواهد آمد و باید تلاش و تلاش نمود.

تبریزی اضافه نمود: کشتی گیر باید به وطن خود، به باشگاه و مربی خود عرق و تعصب داشته باشد و در غیر اینصورت او را نمی توان کشتی گیر نامید، زیرا خشت اولیه در او نهاده نشده و او قاعدتا در آینده بیراهه خواهد رفت، کشتی گیر باید بداند تمام زحمات مربی و یک کشور در او خلاصه می گردد درنتیجه باید برای آن ها احترام قائل گردد.

وی گفت: اولویت من در تمام دوران مربیگری پرورش ورزشکاری بود که بتواند بر افتخارات کشور بیافزاید و برای آن تلاش کند و پرچم زیبا و خوش رنگ ایران را به اهتزاز در آورد، چون با اینکار دل مردم شاد می گردد و وقتی دل مردم شاد گردد یعنی ما راه را به درستی رفته ایم.

پیشکسوت کشتی با بیان اینکه بهترین شغل را تربیت ورزشکار و مربیگری می داند اضافه نمود: هیچوقت برای رفتن به پشت میز اشتیاق نداشتم، چون معتقدم می توانم در تشک کشتی بیشتر به مردم و ورزشکاران خدمت کنم چه بسا در دوران مختلف پیشنهاد های زیادی داشتم منتهی از قبول آن صرفنظر کردم و در نزد وجدانم راحتم.

وی فعالیت هرچه بیشتر پیشکسوتان، صاحب نامان و مربیان شهر را خواهان شد و گفت: این مقدار فعالیت برای کشتی کافی نیست و برای پرورش قهرمان دنیا و المپیک باید همه وارد گود شوند و با همدلی یکدیگر برای اعتلای نام ایران تلاش کرد.

حامد گلی

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

به "داستان جذاب ورزش ادامه دارد؛ 4 دهه 4 نسل، روزی شاگرد و روزی هم مربی" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "داستان جذاب ورزش ادامه دارد؛ 4 دهه 4 نسل، روزی شاگرد و روزی هم مربی"

نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید